تجربه های معلمی من
از یک روش و الگوی خاص تربیتی در مکان ها و فضاهایی که از فرهنگ های متفاوتی برخوردارید یکسان نمی توان بهره برد، درایت و کاردانی و فهم وشناخت لازم را باید دارا باشی تا بتوانی راه حلی مناسب و در خور را شناسائی کرده و در عمل از آن سود ببری واِلّا نه تنها به هدف نخواهی رسید، بلکه صدمه بیشتری ببار خواهی آورد.
در استانبول ترکیه مدیر مجتمع مدرسه مختلط دبستان و راهنمایی بودم، دختر و پسرها در دبستان در کلاس ها با هم بودند، اما فقط در راهنمایی کلاس های پسرها از کلاس دختر جدا بود.
انتخاب معلمان برای اداره مدارس خارج از ایران هم از تهران تمشیت می شد، یک کنکوری و پس از قبولی، مصاحبه ای همین!! معلمین استانبول بیشتر از ارومیه و تبریر بودند، از شهر های کوچک شاید، بعضی ها هم از روستا ها، همه اهل نماز و روزه و حتی انجام مستحبات هم فراموش نمی شد، اما اسلام سنتی، آن زمان، درگیر جنگ بودیم، و چون ترکیه ویزا نمی خواست،لذا ایرانیِ مهاجرِ از جنگ گریزان فراوان، آن ها که استطاعت مالی داشتند. حل در مدارس کشورهای دیگر میxadشدند، مابقی که فرزندان کارمندان ایرانی اعزامی به ترکیه هم شامل می شدند در نزد ما بودند.
من امور مدرسه را شورایی اداره می کردم، لذا به نظر همکاران خودم ارزش داده وتصمیمات را در شورای معلمین گرفته وعملی می نمودم. آن بزرگواران حجاب را همچون تهران برای دختران مدرسه می خواستند، حتی انتظار نداشتند دختر دانش آموز ی را با پسر دیگر دانش آموزمان در بیرون مدرسه ببینند.
از قضای روزگار این اتفاق در ببرون مدرسه افتاد و یکی از همان عزیران معلم هم، آن ها را دیده بود. شتابان به مدرسه آمد و تقاضای تشکیل شورا را در خواست کرد، بنا گردید زنگ صبحگاهی مدرسه بعد از تصمیم شورا باشد. شورا تصمیم به اخراج دانش آموز خاطی گرفت، و از من هم خواستند به کلاس آن دانش آموز رفته، تصمیم شورا را جهت عبرت دیگر همکلاسی ها بیان نمایم!! ،موضوع اخراج را شرح دهم، رفتم سلام گفتم همه به احترام برخاستند و اجازه نشستن دادم و از اینکه این خبر را باید من می گفتم بسیار متأسف بودم، اما چه می توانستم کرد، تصمیم شورا بود، بالاخره موضوع را گفتم، دختر دیگری از همکلاسی ها اجازه خواست تا مطلبی بگوید،در دلم گفتم شاید می خواهد میانجیگری نماید و از طرف دوستش عذرخواهی نموده و مسئله منتفی شود، با خوشحالی گفتم بفرمائید، بر خاست و گفت آقای توحید لو ما همه به احترام جمهوری اسلامی در مدرسه حجاب داریم و در بیرون ما همه مثل همیم، پس همه را اخراج کنید، مانده بودم چه بگو یم،عقب عقب رفته از کلاس خارج شدم.
برچسب: ما همه مثل همیم ما همه سرگردونیم,
نویسنده: سینا صالحپور