خرید بک لینک

تجربه های معلمی من

بنام خداوند

وقتی با برادر فاضلم آقای سلماسی زاده از طریق همین کانال(یک تجربه) مراوده مکتوب داشتم، یادی از مرحوم محمود شالچی طوسی و کرادار شایسته او به میان آمد، لازم دیدم خاطره ای از او بگویم تا ذکر خیری هم از این مرد پرتلاش وخیراندیش شده باشد، روحش شاد.

سال 65 در دبیرستان شهید بهشتی مدیر بودم، مهر ماه بپایان نرسیده بود، در دفتر کارم مشغول رسیدگی به کارهایم بودم، کسی به در میxadکوفت تا اجازه ورود بگیرد،گفتم: خواهش می کنم بفرمائید، وارد شد و سلام گفت، جوانی بسیار مودب بنظرم رسید، ابلاغی از اداره داشت، خواندم: دوازده ساعت فعالیت پرورشی، از کم و کیف فعالیت های عزیزان پرورشی اطلاع داشتم،علی الاغلب ضعیف بودند، همان موقع احساس کردم که از بد حادثه این جا به پناه آمده است، قدری با هم گفتگو کردیم، از محتوای کلامش دانستم هم خوش فکر است و هم کاردان، و بکار پرورشی در مدرسه هم نمی خورد، دانستم او در سر هوای دیگری دارد.

چون مبنای خاطره نویسی من بر اندک نویسی استوار است، لذا به اصل خاطره می پردازم:

شالچی قبل از این که به مدرسه بیاید در انتشارات امیرکبیر فعالیت داشت و دلش را آنجا گذارده و به مدرسه آمده بود، بخصوص او در برگزاری نمایشگاه ها ی مختلف کتاب تمام وقت بعنوان ناظر شرکت فعال داشت، ومن هم دلم به عشق کتاب و کتاب خوانی خوش بود! دردبیرستان کتابخانه معتبری دایر کرده بودم، به ظرس قاطع می توانم بگویم از کتابخانه های بعضی دانشکده ها غنی تر بود، و همکاران معلمم هم اذعان داشتند. دوست داشتم تا میxadتوانم کتابخانه را غنی تر کنم تا همکاران با راحتی هر کتابی را که نیاز دارند در همان مدرسه بیابند.

شالچی گفت اجازه بده در نمایشگاه های کتاب شرکت فعال داشته باشم، به کتابخانه هم کتاب فراوان می رسانم. و بسیاری از کتب آن کتابخانه حاصل زحمات آن دوران او بود. و وفتی هم که به وزارت ارشاد رفت ما را فراموش نکرد و کمک های بیدریغ او همچون کتاب و کاغذ او به مدرسه می رسید، راهش پرهرو باد.َ

برچسب: نویسنده: سینا صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 14:44

صفحه بندی