بنام خدای مهربان
کسی که سال عمر او به چهل می رسد، از جانب آسمان ندایش می دهند، با خبر باش که دیگر هر کاری از تو به فعل آید، معذور نیستی و بر دو ملک نامه نویس خطاب آید که تمام خطاهای بزرگ و کوچک او را ضبظ نمایند.
الا ای که عمرت چهل در گذشت
مزن دست و پا کابت از سر گذشت
زکار جهان پنجه کوتاه کن
سوی خانه آخرت راه کن
نتیجه اخلاقی:
فرامرز سن تو بابا شصت و شش است، بیست و شش سال از چهل گدشته، کجای کاری؟ حرف از چهل می زنی!
جواب: حا لیمه، توی شعر چهل بود آوردمش، بعدش بحال خودم گریه کردم، حالا به خودم میگم:
ای که دستت می رسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
کاقبت از دست تو بیرون برد
گردش گیتی زمام اختیار
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 0:24  توسط فتح اله توحیدلو |
برچسب:
نویسنده: سینا صالحپور