خاطرات من
یاد دوران دانشجویی بخیر،من فکر می کنم بهترین دوران زندگی هر کس، دوران جوانی اوست، بخصوص اگر دانشجو باشد، دوران دانشجویی اوست، دانشجو همیشه بدنبالِ خواندن، فهمیدنِ ناشناخته ها و کشف خوبی هاست، بخصوص اگر این نوع فعالیت ها در دوران جوانی باشد. خوشا بحال جوانانی که برای خود هدفی ایده آل انتخاب کرده اند و بدنبال رسیدن به آن ها، سر از پا نشناخته، با همت بلند قدم برداشته اند، ما هم تلاش می کردیم که این گونه باشیم، با کشف هویت مان در پایان دبیرستان و تکمیل آن در دوران دانشگاه، دوست داشتیم کاری بکنیم، کاری سِترگ و اجتماعی، می دانستیم باید از نظر فکری رشد یابیم، آموزه های مکتب اسلام، الگوی عملیِ نحوهِ زندگیمان را سامان می داد، کتاب های مرتضی مطهری بخصوص شرح های او بر "اصول فلسفه و روش رئالیزم" علامه طباطبایی، "انسان و سرنوشت"،"خدمات متقابل اسلام و ایران"، "جاذبه و دافعه علی"، همه گفته ها و نوشته های علی شریعتی، بعضی از کتب مهندس بازرگان، تفسیر کتاب " پرتوی از قران" و "اسلام و مالکیت"، و درس های پلی کپی شده شرح هایی از خطبه های نهج البلاغهِ آیت الله محمود طالقانی، کتاب های دکتر حبیب الله پیمان،همچون: "کار و مالکیت و سرمایه در اسلام"، "فلسفه تاریخ از دیدگاه اسلام:، "چرا انسان متعهد و مسئول است" که هر سه چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامی بودند، آقای مطهری در سال های 55 و 56 هم در درس های خصوصی که گاه در منزلش و گاه در منزل شاگردانش تشکیل می شد، این گونه مباحث را مطرح و شرح می کرد و ما کاسِت های صوتی آن ها را یافته و گوش می کردیم، اکنون از سوی انتشارات صدرا همه آن مباحث به صورت "مجموعه آثار" استاد مطهری عرضه شده است، اتفاقا جلد 32 از مجموعه آثار ایشان مهر ماه 1398 به بازار کتاب فروشی ها عرضه شد، دیدم بحثی دارد با عنوان انحطاط و ترقی تمدن ها از نطر قران و منطق دیالکتیک که در آن فلسفه تاریخ را بررسی می کند و یادی از بحث های خوب دکتر پیمان می نماید. گاهی بعضی تفاسیر گروه فرقان هم به صورت پلی گپی، و کتاب های "فلسفه به زبان ساده"، "شناخت"، "راه حسین"،از گروه مجاهدین خلق آن زمان و منافقین اکنون، رساله توضیح المسائل و "حکومت اسلامی" امام، و اکثر کتاب های خوب مارکسیست ها را هم یافته و می خواندیم.
از فعایت های خوب ما و دوستان چپ در دانشگاه این بود که به نوبت سخنران دعوت می کردیم، تا آنجایی که یادم هست اول آنان آقای ناصر زرافشان را برای ایراد سخن دعوت نمودند، ناصر زرافشان شاید آن موقع جوانی 30 تا 35 ساله بود، ناصر زرافشان در سال 55 کتابی از نویسنده ای بنام" نیکی تین" ترجمه کرده بود بنام "مبانی اقتصاد" که ناشری که کتب چپ نشر می کرد آن را به چاپ رسانید. و زرافشان بیشتر با آن کتاب معروف شده بود.
سالن اجتماعات بزرگ و خوبی داشتیم که بیشتر جلسات عمومی ما در آنجا تشکیل می شد. در جلسات عمومی آنان ما هم شرکت می کردیم، این اولین تجربه بزرگ دانشجویی بود، دوستان چپ برای این جلسه خواب های خوشی دیده بودند، تا آن جا که در توان داشتند دوستان دانشجو را به جلسه دعوت می کردند، بخصوص دختر خانم های دانشجوی مسلمان را، البته در آن زمان همه مسلمان بودیم، منظورم دختر خانم هایی است که بیشتر در محافل سیاسی و مذهبی دانشگاه فعال بودند، ناصر زرافشان وارد شد و به جایگاه رفت و با درود بر رفقا سخنان خود را ساز کرد، سعی می کرد از ابزار تولید و تکامل ابزار تولید، سوسیالیزم تخیلی که بیان گذارانش فوریه و آوِن و سن سیمون بودند، یعنی همان دوران اولیه رشد پرولتاریا و تکامل سرمایه داری، یعنی زمانی که مبارزه پرولتاریا با سرمایه داری رشد نیافته بود و تازه به وجود می آمد. بنیان گذاران این سیستم ها همان سوسیالیست ها و کمونیست های تخیلی بودند، اما بانیان سوسیالیسم علمی، مارکس و انگلس به شمار می رفتند. و این که چگونه مبارزات پرولتاریا در زمان رشد سرمایه داری به پیروزی می رسد، و مارکسیسم در جامعه مستقر می گردد، داد سخن می داد، یاد سخنرانی شریعتی افتاده بودم با عنوان "به سر عقل امدن سرمایه داری" که درس یازدهم از کلاس های اسلام شناسی او در حسینیه ارشاد بود، شریعتی در آن سخنرانی بیان می کرد که چرا نظر مارکس محقق نشد و چرا انگلستان که در آن موقع به تکامل سرمایه داریش رسیده بود، ماند، اما شوروی در سال 1917 که هنوز رشد فئودالیش به نهایت نرسیده و هنوز دوره سرمایه داری را در خود مشاهده نکرده بود، حکومت مارکسیستی شد. دلیل همین سئوال را از سخنران جلسه پرسیدم پاسخ نگفت. جلسه پایان یافت، اما پاسخی انجمن دانشجویی به ما نیامد، البته سوادهای ما هردو گروه کم بود و مطالعات ما هم کامل نبود.
من در اوائل انقلاب که فارغ التحصیل شده بودم، سخنرانی "به سر عقل آمدن سرمایه داری" را توسط دوست همفکرم که باهم فعالیت فکری و سیاسی داشتیم، پیاده کرده و با همان نام در تیراژ 80 هزار نسخه در اوائل سال 57 چاپ و منتشر کردم، یادی کنم از آقای محمد رضا شریفی نیا هنر پیشه معروف اکنون که قبل از انقلاب، بیشتر طرح های روی جلد کتاب های مذهبی را می کشید، کتاب را به او دادم تا بخواند و طرحی هم برای کتاب بکشد، طرح خوبی برای کتاب طراحی کرد، همان زمان مبلغی را که کم هم نبود برای طراحیش تقدیم کردم.
ناصر زرافشان بعد از انقلاب دکترا گرفت، در اسفند ماه سال ۱۳۷۹ خورشیدی، که پس از پیگیری های مربوط به پرونده قتلهای زنجیرهای داشت، از سوی سازمان قضایی نیروهای مسلح به ۵ سال زندان و ۵۰ ضربه شلاق محکوم شد، در لایحه دفاعیه خویش که به دادگاه تجدید نظر نوشتهاست: «اگر قاتلین یک گروه فاسد و خودسر هستند، چرا برای پنهان داشتن عملکرد و اقاریر و اظهاراتشان از مزایای دستگاه حاکمهٔ مملکتی برخوردار میشوند و آیا هر کس راجع به پرونده این محفل بسته و خودسر حرفی بزند، باید او را با عنوان «افشای اسرار دولتی» ساکت کرد؟ به من گفته شده بود که اگر خودم با استعفا از این پرونده کنار نکشم به طرق دیگر مانع مداخلهام در پرونده خواهند شد.
وی همچنین در پایان دفاعیات خود نوشتهاست: «پروندهٔ حاضر توان وکالت اینجانب در پروندهٔ قتلهای زنجیرهای و تلاش برای کشف و احراز حقایق مربوط به این پروندهاست و در آن مقطع زمانی خاص، یعنی زمستان ۷۹، برای جلوگیری از دخالت و حضور اینجانب در دادگاه قتلهای زنجیرهای به جریان افتادهاست. اینجانب نیز از همان روزی که وکالت اولیای دم این پرونده را به عهده گرفتهام از تبعات احتمالی دفاع از حقوق قربانیان مظلوم این پرونده آگاه بودهام و آگاهانه به وظیفهای که در قبال مردم و تاریخ وطنم به عهده داشتهام عمل کردهام. جامعه و مردم که اولیای دم واقعی قربانیان قتلهای زنجیرهای و داور نهایی این پرونده هستند چه راجع به پرونده اصلی قتلهای زنجیرهای و چه راجع به این پرونده رای خود را صادر کردهاند.» او پس از پایان دوره ۵ ساله محکومیتش ممنوعالخروج شد.
ناصر زرافشان از جمله تحریم کنندگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود. ناصر زرافشان، وکیل خانوادههای محمد مختاری و محمدجعفر پوینده از ماموران وزارت اطلاعات ایران شکایت کرده است. او در گفتوگو با یورونیوز میگوید که فرزندش را در امامزاده طاهر و در جریان مراسم بزرگداشت قربانیان قتلهای زنجیرهای به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده و برای از بین بردن آثار جرم، بازداشت کرده اند. به گفته آقای زرافشان، ماموران امنیتی مرتکب جرم شده اند و او علیه آنها اقامه دعوی کرده است.
ترجمه کتاب "مبانی اقتصاد سیاسی" نویسنده پ- نیکی تین، توسط مترجم با ویراستاری جدید از سوی انتشارات آگه اکنون به چاپ رسیده است.
حال نوبت ما بود، باید یادی کنم از دوست خوبمان آقای میرزا ابو طالبی، که از دکتر توانایان فرد، دعوت به سخنرانی نمودند.
دکتر حسن توانایان فرد ، متولد فروردین ماه۱۳۲۲ تهران بودند . ایشان پس از اتمام تحصیلات دوره کارشناسی اقتصاد در دانشگاه تهران ، برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری به دانشگاه ولز انگلستان عزیمت می کنند و در سال ۱۳۵۴ به کشور بازگشتند و همزمان به تدریس علم اقتصاد در دانشگاه های تهران ، شریف پرداختند و در کنار تدریس دانشگاهی ، در روزهای پیروزی انقلاب منشاء تحولات بسیاری در تاریخ معاصر کشورمان شدند . ایشان بیش از یکصد جلد کتاب و مقاله تخصصی در حوزه های اقتصاد خرد و کلان ، اقتصاد ایران ، اقتصاد اجتماعی ، مبانی اقتصاد اسلام ، اندیشه های اقتصادی ، اقتصاد توسعه و . . . برشته تحریر درآورده اند.
توانایانفرد چون مسلمان مکتبیِ دردمندی بود، ناطق توانایی هم بود، مسلط به اقتصاد اسلامی، و هم اقتصاد غرب را خوب دریافته بود، به او شرایط دو نوع انجمن را توضیح داده بودیم ، از استادان دانشگاه هم به شرکت در جلسه دعوت کرده بودیم . کاری کرد کارستان، در حقیقت از مکتب مارکسیست در آن روز و جلسه چیزی نماند.
دكتر حسن توانايان فرد در روز چهارشنبه 1 بهمن 1393 در سن 71 سالگی دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت. خدایش بیامرزد.
در قسمت هفتنم خاطرات دو دیدار دیگر داریم، شمس آل احمد میهمان دوستان دانشجوی چپ و استاد رضا اصفهانی میهمان دعوت شده از سوی انجمن اسلامی.
برچسب:
نویسنده: سینا صالحپور